تبليغاتX
گلستان
موشکافي يک سريال افسانه‌اي؛

جومونگ كره‌اي يا ماشيح يهودي؟!


جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند ، ارتباطي تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهي است و حتي همچون پيامبران بني‌اسرائيل (طالوت و داوود) ، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادي كم ، بر دشمنان بسيار خود از امپراطوري چيني‌ها (هان) پيروز مي شود.
 
 
 
باشگاه جواني برنا/ يک وبلاگ مذهبي نظامي
 
سلام. چند وقتي بود كه مي خواستم يه تحليل كوچيك درباره سريال «جومونگ» ارسال كنم. ولي فرصت نداشتم. تا اينكه چند روز پيش ، دوست عزيزم آقاي «علي اكبر رائفي پور» اين تحليل رو نوشت و در اختيار من قرار داد. منم بدون كم و كسر و به نام خودش توي وبلاگ درج مي كنم تا پشت پرده اين سريال جذاب و پر بيننده رو بدونيد. البته شايد يك عده سريع موضع بگيرن كه «اي بابا! سرياله ديگه! شما هم كه تا مي بينيد يه چيزي طرفدار داره ، سريع مي كوبين تو سرش!» اما حقيقت اينه كه صهيونيسم ، از هر حربه اي براي رسيدن به هدف‌هاش استفاده مي كنه. يه مثال مي زنم تا اين موضوع رو بهتر متوجه بشيد.

عبارت «موش» كه سال ها در اروپا ، خطاب به يهوديان گفته مي شد ، نه با مقابله به مثل يهوديان كه طي يك جريان فرهنگي - رسانه اي ، در مدت چند سال عملآ از بين رفت. چطور؟ اكثر ما انيميشن «ميكي موس» كه بازگو كننده ماجراهاي موشي زيرك در مقابله با توطئه هاي دشمن بود را ديده ايم. بخش اول عبارت Mici Mouse (كه به معناي «ميكي موشه» است) يعني Mici ، در ذهن واژه Mike (مخفف ميكائيل كه از اسامي عبراني است) را تداعي مي‌كند و از سوي ديگر واژه Mice ، به معني جمع كلمه Mouse يعني موش هاست و در كل ، در دل نام اين انيميشن ، ارتباطي چندگانه بين موش و يهود نهفته است. اين موش زيرك و دوست داشتني ، آنچنان در دل هاي بينندگان نفوذ مي كند كه ديگر تركيب «موش كثيف» ، تركيبي ناخوشايند و ناچسب به نظر مي رسد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امین در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 13:15 موضوع | لینک ثابت

پخش اذان برای اولین بار در آلمان

مسجد

 برای اولین بار در كشور آلمان صدای اذان از مناره مسجدی واقع در شهر هامبورگ پخش شد.

به گزارش فارس به نقل از رسانه‌های تركیه، به دنبال مونتاژ مناره فولادین مسجد "سانكت جرج " شهر هامبورگ آلمان با طرح های شش ضلعی سبز رنگ، برای اولین بار در تاریخ آلمان صدای اذان از این مناره پخش و در آسمان این كشور طنین‌انداز شد.

بر اساس این گزارش، شهروندان مسلمان ساكن این شهر از طنین صدای اذان بسیار هیجان زده و خوشحال شدند.

در آلمان پخش صدای اذان از مناره های مساجد ممنوع بوده و تا به امروز اجازه چنین كاری به مسلمانان ساكن این كشور داده نشده است.

در پی درخواست های مكرر مسلمانان از دولت آلمان، روز گذشته این ممنوعیت لغو و برای اولین بار صدای اذان در آسمان این كشور اروپایی طنین‌انداز شد.


 

نوشته شده توسط محمد امین در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت

فلسفه و اسرار شبهاي قدر

درباره سوره قدر، شب قدر، معناي قدر، تعيين شب قدر، تكاليف شب قدر و شيوه‌هاي بهره‌جويي از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهميتي وجود دارد كه ما خلا‌صه آن را در زير مي آوريم.

شب قدر

شب قدر شب عروج انسان الهي

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (*)وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (*)لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (*)تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (*)سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (*) (سوره قدر - آيات 1-5) ما، آن (قرآن) را در شب شب قدر نازل كرديم و تو چه مي‌داني شب قدر چيست؟

شب قدر، از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در اين شب به اذن پروردگار خود، براي تقدير هر كاري نازل مي‌شوند، آن شب انباشته از سلا‌مت و بركت و رحمت، تا طلوع صبح است.

درباره سوره قدر، شب قدر، معناي قدر، تعيين شب قدر، تكاليف شب قدر و شيوه‌هاي بهره‌جويي از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهميتي وجود دارد كه ما خلا‌صه آن را مورد مطالعه قرار مي‌دهيم.

ثواب قرائت

امام باقر (عليه السّلام) فرموده است: هر كس سوره انا انزلناه را با صداي بلند بخواند، مثل كسي خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مي‌كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند، مانند كسي است كه در راه خدا، به خون خود غلتيده است.2

امام حسن عسگري (عليه السّلام) فرموده: فلا‌ يفوتك احياء ليله ثلا‌ث و عشرين؛ اگر نتوانستي در شب‌هاي ديگر احيا داشته باشي، سعي كن احيا و شب‌زنده‌داري شب بيست‌و سوم را از دست ندهي.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امین در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت

نمونه کامل اسلام

امام علی

عبادت و دعا(17)

افراط در توجه به مسائل اجتماعی

یک عده می گویند اصلاَ این حرف که الصَّلوةُ عَمودالدّین نماز پایه و عمود خیمه ی دین است، با تعلیمات اسلامی جور نمی آید؛ اسلام دینی است که بیش از هر چیزی به مسائل اجتماعی اهمیت می دهد، اسلام دین اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ و الاِحسان است، اسلام دین امر به معروف و نهی از منکر است: کُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَر، اسلام دین فعالیت و عمل و کار است، اسلام دین بزرگی است؛ دینی که این همه اهمیت قائل بشود؟ نه، پس اساساً مسئله ی عبادت در دنیای اسلام اهمیت زیادی ندارد؛ برو دنبال تعلیمات اخلاقی اسلام، برو دنبال تعلیمات اجتماعی اسلام؛ مسئله ی عبادت مال بیکارهاست؛ آنهایی که کار مهمتری ندارند باید نماز بخوانند و عبادت کنند اما آدمی که کار مهمتری دارد که دیگر لزومی ندارد عبادت کند!

این هم فکر غلطی است و بسیار بسیار خطرناک اسلام را همان طوری که هست باید شناخت.

این را که من عرض می کنم به خاطر این است که به صورت یک بیماری در اجتماع خودمان احساس می کنم. با کمال تأسف الآن در اجتماع ما اکثر آنهایی که شور اسلامی دارند، دو دسته هستند: یک دسته ربیع بن خثیمی فکر می کنند، مثل خواجه ربیع فکر می کنند. اسلام برای اینها عبارت است از ذکر و دعا و نافله خواندن و زیارت رفتن و زیارت عاشورا خواندن. اسلام برای اینها یعنی کتاب مفاتیح و کتاب زاد المعاد. همه ی اسلام برای اینها در کتاب مفاتیح خلاصه شده است و غیر از این چیزی اساساً وجود ندارد. درست مثل ربیع بن خثیم فکر می کنند؛ اصلاً کاری به دنیا ندارند، کاری به زندگی ندارند، کاری به مقررات اجتماعی اسلام ندارند، کاری به اصول و ارکان اسلام ندارند، کاری به تربیت اسلام ندارند، به هیچ چیز اساساً کاری ندارند.

 نمی شود انسان عبادت اسلام را بگیرد ولی اخلاق و مسائل اجتماعی اش مانند امر به معروف و نهی از منکر را نگیرد، و نمی شود انسان امر به معروف و نهی از منکر اسلام را بگیرد و عبادتش را رها کند

عکس العمل کندروی اینها این است که یک طبقه دیگری پیدا شده از تندروها که واقعاً به مسائل اجتماعی اسلام اهمیت می دهند. و حساسیت هم نشان می دهند. این جور اشخاص از این نظر خیلی هم با ارزش هستند، ولی برخی از همینها را من گاهی دیده ام که مثلاً مستطیع شده است اما به حج نمی رود. این آدمی که واقعاً مسلمان است، واقعاً به اسلام علاقه مند است و دلش برای اسلام می تپد، وقتی مستطیع می شود به مکه نمی رود، اصلاً برایش خیلی مهم نیست. به نمازش اهمیت نمی دهد، با اینکه تقلید یک امر معقولی است. معنای تقلید چیست؟ می گویند آقا تو یا باید مسائلی مانند نماز و روزه را مستقیماً خودت استنباط کنی، یعنی اینقدر متخصص باشی که خودت از روی تخصص استنباط کنی یا عمل به احتیاط بکنی که کارت خیلی دشوار است، و یا یک متخصص عادل عالم جامع الشرایط را در نظر بگیر و مثل اینکه به یک طبیب متخصص مراجعه می کنی، مطابق نظر او رفتار کن. نمی شود که انسان تقلید نکند؛ یعنی اگر تقلید نکند، خودش را بیشتر به زحمت انداخته است. یا بعضیها به روزه شان اهمیت نمی دهند؛ اگر رفتند مسافرت و روزه شان قضا شد، قضایش را انجام نمی دهند.

اینها هم خودشان را مسلمان کامل می دانند، آن دسته ی اول هم خودشان را مسلمان کامل دانند، در صورتی که نه اینها مسلمان کاملند و نه آنها. اسلامی دینی است که نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعضٍ بر نمی دارد. نمی شود انسان عبادت اسلام را بگیرد ولی اخلاق و مسائل اجتماعی اش مانند امر به معروف و نهی از منکر را نگیرد، و نمی شود انسان امر به معروف و نهی از منکر اسلام را بگیرد و عبادتش را رها کند. قرآن هر جا که می گوید: اَقیموا الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: اتُوا الزَّکوةَ اگر می گوید: اَقامَ الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: یُقیمونَ الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: یُؤتونَ  الزَّکوةَ «یُقیمونَ الصَّلوة» مربوط به رابطه ی میان بنده و خداست، یُؤتونَ الزَّکوة» مربوط به رابطه ی میان بنده و دیگر بندگان خداست. یک نفر مسلمان، هم باید یک رابطه ی دائم و ثابت میان او خدای خودش برقرار باشد و هم باید یک رابطه ثابت و دائم میان او جامعه ی خودش برقرار باشد. بدون عبادت، ذکر و یاد خدا، مناجات با حق، حضور قلب، نماز و روزه نمی شود یک جامعه ی اسلامی ساخت و حتی خود انسان سالم نمی ماند. و همچنین بدون یک اجتماع صالح و یک محیط سالم، بدون امر به معروف و نهی از منکر، بدون رسیدگی و تعاطف و تراحم میان افراد مسلمان نمی شود عابد خوبی بود.

علی علیه السلام، نمونه ی کامل اسلام

شما وقتی به علی بن ابی طالب علیه السلام از یک نظر نگاه کنید، می بینید یک عابد و اول عابد دنیاست به طوری که عبادت علی میان همه ضرب المثل می شود، آنهم نه عبادتی که فقط خم و راست بشود، بلکه عبادتی که سراسر جذبه است، سراسر شور است، سراسر عشق است، سراسر گریه و اشک است.

امام علی

بعد از اینکه علی از دنیا رفته است، مردی به نام ضرار با معاویه روبرو می شود. معاویه می داند که او از اصحاب علی است، می گوید: می خواهم علی را که با او بودی برای من توصیف کنی. خود معاویه از هر کس دیگر علی شناس تر بود ولی در عین حال این کار را دوست داشت، چون در ته دلش به علی ارادت داشت و حال آنکه به روی او شمشیر می کشید. بشر یک چنین موجودی است. به علی اعتقاد داشت، همان طوری که شیطان به آدم اعتقاد داشت، ولی در عین حال از هیچ جنایتی در بارهی او کوتاهی نمی کرد. ضرار یکی از مشاهدی که علی را دیده بود برای معاویه نقل کرد، گفت: در یک شبی من علی را در محراب عبادتش دیدم «یَتَمَلمَلُ تَمَلمُلَ السَّلیمِ وَ یَبکی بُکاءَ الحَزین» مثل آدمی که مار او را زده باشد، در محراب عبادت از خوب خدا به خود می پیچید و مثل یک آدم غرق در حزن و اندوه می گریست و اشک می ریخت، مرتب می گفت آه آه از آتش جهنم.  معاویه گریه اش گرفت و گریست.

این از عبادت علی، اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری پیدایش نمی شد؟

همچنین معاویه در برخوردی که با عدی بن حاتم پیدا کرد، می خواست عدی را علیه علی علیه السلام  که از دنیا رفت بود تحریک کند. به عدی گفت: «اَینَ الطُّرَفات؟» طرَیف و طُرفه و طارف چطور شدند؟ (عدی سه پسر داشت به نامهای طریف، طرفه و طارف که هر سه در رکاب علی علیه السلام شهید شدند. معاویه می خواست فتنه انگیزی کند، داغ جوانهایش را به یادش بیاورد، بلکه بتواند از او یک کلمه علیه علی علیه السلام اقرار بگیرد). عدی گفت: همه شان در صفّین در رکاب علی کشته شدند. گفت: علی درباره ی تو انصاف نداد، بی انصافی کرد؛ بچه های خودش حسن و حسین را کنار کشید و بچه های تو را جلو انداخت و به کشتن داد. عدی گفت: من درباره ی علی انصاف ندادم. اگر من انصاف می دادم، نباید الآن علی زیر خاک باشد و من زنده باشم. معاویه که دید تیرش به سنگ خورده است، گفت: ای عدی! دلم می خواهد حقیقت را برایم درباره علی بگویی. عدی، علی علیه اسلام را بسیار مفصل توصیف کرد. خود او می گویدک آخر کار که شد، یک وقت دیدم اشکهای نجس معاویه روی ریشش جاری شده است. بسیار اشک ریخت. بعد با آستین خود اشکهایش را پاک کرد و گفت: هیات! زمان و روزگار عقیم است که مثل علی مردی را بیاورد. ببینید حقیقت چگونه جلوه دارد!

این از عبادت علی، اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری پیدایش نمی شد؟

منبع: کتاب آزادی معنوی شهید مطهری


 

نوشته شده توسط محمد امین در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 11:58 موضوع | لینک ثابت

ضرب‌المثلهاي ‌ايراني در آيات رحماني

قرآن

1.شكر نعمت، نعمتت افزون كند     

كفر، نعمت از كفت بيرون كند    

لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ(ابراهيم /7)

اگر شكر كنيد ، نعمتها را بر شما افزون مي كنم و اگر كفران نعمت كنيد عذاب من شديد است .

 

2.با سيه دل چه سود گفتن وعظ        

 نرود ميخ آهنين در سنگ      

أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (بقره/6)

آنها را انذار دهي يا ندهي (فائده ندارد و ) آنها ايمان نمي آورند

 

3.كبوتر با كبوتر باز با باز       

كند همجنس با همجنس پرواز

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ(نور/26)

زنهاي ناپاك و زشتكار ، شايسته ي مردان ناپاكند و همچنين مردان ناپاك ، شايسته ي زنان ناپاكند . زنهاي پاكدامن نيز، شايسته ي مردان پاكدامن ، و مردان پاكدامن ، شايسته ي زنان پاكدامنند .

 

4.با سيه دل چه سود گفتن وعظ              

نرود ميخ آهنين در سنگ      

أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (بقره/6)

 آنها را انذار دهي يا ندهي (فائده ندارد و ) آنها ايمان نمي آورند

 

5.هر چه كني به خود كني     

گر همه خوب و بد كني

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسراء/7)

اگر احسان و خوبي كنيد ، به خودتان خوبي كرده ايد و اگر بدي كنيد ، به خود بدي كرده ايد .

 

6.چو ايزد ببندد ز حكمت دري    

به رحمت گشايد در ديگري  

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره /106)

هر آيه اي را كه منسوخ كنيم يا آن را متروك سازيم ، بهتر از آن يا مثل آن را مي آوريم

 

7. مور همان به كه نباشد پرش 

و يا اين مثل :خدا خر را شناخت و شاخش نداد

و همچنين :

آن دو شاخ گاو اگر خر داشتي    

يك شكم در آدمي نگذاشتي

 

وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ (شوري /27)

اگر خداوند دزقش را براي بندگانش زياد كنند ، در زمين طغيان مي كنند .

 

8.جواب ابلهان خاموشي است

إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً (فرقان /63)

هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب مي سازند ، سلام مي دهند .

و ما ظلمونا و لکن کانوا انفسهم يظلمون  57 - البقره ( 2 ) 

 

10.هر چه کني بخود کني   

گر همه خوب و بد کني

من آن چه شرط بلاغ است با تو مي گويم    

تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

َقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ ...(سوره كهف آيه 29)

و بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند.

 

11.بنده آني که در بند آني

أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ?43?

آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مى‏توانى] ضامن او باشى (43)

12.تو مو مي بيني و من پيچش مو

آنچه فلاني در خشت خام مي بيند ديگران در آفتاب هم نمي بينند

"اني اري مالاترون" سوره انفال/48

همانا من چيزي را مي بينيم که شما نمي بينيد.

 

13.شکر نعمت نعمتت افزون کند

کفر نعمت از کفت بيرون کند

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ?7?

و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود (7)

 

14.واعظان كين جلوه بر محراب و منبر مي كنند

چون به خلوت مي روند آن كار ديگري مي كنند

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ (بقره/44)

آيا مردم را به خير و نيكي سفارش مي كنيد و خودتان را فراموش مي نمائيد

 

15.كبوتر با كبوتر ، باز با باز  

كند همجنس با همجنس پرواز

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ (نور / 26)

16.ناريان مر ناريان را جاذبند            

نوريان مر نوريان را طالبند

از مكافات عمل غافل مشو            

گندم از گندم برويد جو ز جو

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ (زلزال/7? وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ?زلزال/8?

هر كه هم وزن ذره اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد. و هر كه هم وزن ذره اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد.

 

17.هرچه رشته بود پنبه شد

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا...(سوره نحل آيه 92)

و مانند آن [زنى] كه رشته خود را پس از محكم بافتن [يكى يكى] از هم مى‏گسست مباشيد...


 

نوشته شده توسط محمد امین در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 11:54 موضوع | لینک ثابت